محمود عبدالرحمن عمر بابکه‌ای، مشهور به محمود قوله، سال ١٩٢٨ در روستای بابکه ناحیه پیران شهرستان مێرگەسور (مرگه‌سور) استان اربیل به دنیا آمده، متأهل بوده و به زبان‌های کردی و روسی مسلط بوده است. در ١٢ دسامبر ١٩٦٢ در جنگ گلی زاوێته شهید شده است.

کارنامه مبارزاتی

    سال ١٩٤٣ به انقلاب دوم بارزان (١٩٤٣- ١٩٤٥) پیوسته است، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزانی وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در شهر مهاباد پیشمرگه شده، در جنگ‌های جبهه سقز و نلوس و نقده و اشنویه شرکت کرده است.

    پس از شکست جمهوری دموکراتیک کردستان، از آن دسته پیشمرگانی بوده است که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق خواکورک و دشت برازگر به خاک کردستان شمالی در روستای خواکورک برای بازگشت به روستای ارگوش و منطقه هرکی بنه‌جی بازگشته است.

   پس از بازگشتشان، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش نشستی با همرزمانش برگزار می‌کند و آنان را در ماندن یا رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی مخیر می‌سازد، در آنجا تمامی همرزمان تصمیم به ادامه دادن و رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی می‌گیرند.

    ٢٢ مه ١٩٤٧ یاور ژنرال مصطفی بارزانی بوده به سوی اتحاد جماهیر شوروی و در جنگ گلی کوتول (قطور) و جنگ پل ماکو شرکت کرده و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرده است.‌

   پس از رسیدنشان به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همرزمانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در مجتمعی سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر خوراک و پوشاک و رفت و آمد همانند اسرای جنگی با آنان برخورد شده است. سپس بنا بر تصمیم دولت شوروی در مناطق آغدام و لاچین و ایولا و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شده‌اند و در تاریخ ٢٣ همان ماه به آنان لباس نظامی داده شده و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرین نظامی انجام داده‌اند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، درس یادگیری زبان کردی به آنان آموزش داده شده است.

   پس از رفتار بد جعفر باقروف با همرزمان بارزانی، تصمیم گرفته می‌شود که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرین نظامی ادامه می‌دهند. 

   مارس ١٩٤٩ به همراه همرزمانش به صورت گروهی و دسته‌ای با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزرعه کولخوزها (آن زمین‌هایی که مردم به اجاره از دولت می‌گرفتند و سپس سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند. 

   پس از تلاشی بسیار و فرستادن چندین نامه توسط ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین می‌رسد که در آن بارزانی از دردهای همرزمان خود می‌گوید و او نیز بلافاصله تصمیم به تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی می‌گیرد و سرانجام تصمیم کمیته بر آن می‌شود که همگی در شهر وریویسکی گرد هم آیند.

   سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدولکریم قاسم تأسیس می‌شود، در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشته است.

   سال ١٩٦١ به نیروی پیشمرگه انقلاب ایلول پیوسته است و پیشمرگه شده، در جنگ‌های کانی ماسی، مانگیش و بامرنی شرکت کرده است.

منبع:

 آرشیو هیئت انسکلوپدیای حزب دموکرات کردستان.