به‌منظور محاصره انقلاب ایلول و پایان دادن به مبارزات رهایی‌بخش کردها در کردستان عراق، در روز ٦ مارس ١٩٧٥ با میانجی‌گری دولت الجزایر قراردادی میان دولت عراق و شاه ایران امضا شد که بعدها به «قرارداد الجزایر» معروف گشت. محاصره انقلاب کردستان و تضعیف جنبش رهایی‌بخش آن از نکات بسیار اصلی این توافق بود. بر اساس این قرارداد، رژیم بعث از نیمی از اروندرود (شط‌العرب) به نفع ایران چشم‌پوشی کرد و در مقابل، تهران متعهد شد در محاصره انقلاب کردستان به رهبری مصطفی بارزانی همکاری کامل با رژیم بعث داشته باشد، چنان‌که در متن قرارداد نیز بر اتخاذ تدابیر امنیتی برای این منظور تأکید شده است. قرارداد الجزایر یکی از توطئه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی علیه جنبش رهایی‌بخش کردستان محسوب می‌شود.

دلایل:

در ٢٦ مارس ١٩٧٤، پس از توقف چند دور مذاکرات میان دولت عراق و رهبری انقلاب ایلول، رژیم حاکم بعث بار دیگر فرمان جنگ علیه کردها را صادر کرد؛ جنگی که به واسطه قرارداد ١١ مارس ١٩٧٠، چند سالی بود که متوقف شده بود. دولت تمامی هنگ‌های مرزی (حرس حدود) را منحل کرد و جنگ میان پیشمرگه‌های انقلاب و ارتش رژیم دوباره آغاز شد. توپخانه‌های ارتش در آن ماه شروع به گلوله‌باران مناطق تحت کنترل پیشمرگه‌ها در مرزهای ایران کردند.

از اواسط ماه آوریل، حملات دولت به مناطق تحت کنترل انقلاب آغاز شد. در ١٥ آوریل ١٩٧٤ ارتش رژیم از موصل به سمت زاخو حرکت کرد. هدف ارتش عراق تصرف پایگاه زاخو بود و پس از جنگی سخت، در ٨ مه دولت توانست به هدف خود برسد و زاخو را اشغال کند. در ٢٤ آوریل ١٩٧٤ نیروی هوایی عراق به شهر قلادزه حمله کرد و مرکز دانشگاه سلیمانیه را بمباران کرد. دو روز بعد، یعنی ٢٦ آوریل، هواپیماهای ارتش رژیم شهر حلبچه و حومه آن را بمباران کردند. سپس در ٢٩ آوریل پل گلاله بمباران شد.

با فرا رسیدن فصل تابستان، حملات ارتش رژیم دوباره آغاز شد. در ٨ سپتامبر ١٩٧٤، نیروهای ارتش رژیم با تانک و هواپیما به گلاله، رواندز و حاجی‌عمران حمله کردند و در ١٩ سپتامبر با تانک و خودروهای زرهی به جاده عمومی که رواندز را به بیخال متصل می‌کرد، از طریق راه میان کوه کورک و بیخال حمله بردند. در نتیجه، نیروهای پیشمرگه ناچار به عقب‌نشینی به سوی مناطق زوزک، هندرین، گردنه عمر آغا و دره آکویان شدند. پس از این حملات ارتش رژیم، تنها مناطق استراتژیکی که در دست پیشمرگه‌ها باقی مانده بود، کوه‌های هندرین و زوزک بودند که بر جاده هامیلتون اشراف داشتند.

 از آغاز شروع مجدد جنگ تا ماه سپتامبر ١٩٧٤، دولت عراق توانست پیروزی‌های بزرگی علیه کردها به دست آورد، بخش عمده‌ای از اراضی شمال را تصرف کند و پیشمرگه‌ها را تا مرزهای ایران عقب براند. اما در آغاز ماه سپتامبر همان سال، توازن جنگ بار دیگر به نفع کردها تغییر کرد؛ نیروهای پیشمرگه توانستند با کمک کشور ایران جلوی پیشروی‌های ارتش عراق را بگیرند و حتی در بسیاری از نقاط آن‌ها را عقب رانده و مناطق را به کنترل خود بازگردانند.

دولت بعثی عراق قصد داشت تا پیش از فرا رسیدن فصل پاییز و سرما، یک‌باره به انقلاب ایلول پایان دهد، اما پس از شکست‌هایی که متحمل شد، دولت اعلام کرد که جنگ برای مدتی نامعلوم ادامه خواهد یافت. با طولانی شدن جنگ، خسارت‌های دولت چندین برابر شد؛ دولت حتی ناچار شد از ذخایر مالی و انسانی خود استفاده کند. از جنبه اقتصادی، جنگ هزینه‌های سنگینی را بر دوش دولت گذاشته بود که سه میلیارد دلار تخمین زده می‌شد. رژیم بعث ناچار بود برای حل مسئله کردها به راه حل دیگری بیاندیشد. بسیاری از رهبران عرب به صدام حسین پیشنهاد کردند که با ایران توافق کند و در قبال تحقق رویای دیرینه شاه ایران، او را متقاعد کند تا دست از کمک به کردها بردارد.

میان روزهای ٤ تا ٦ مارس سال ١٩٧٥، کنگره سران اوپک در الجزیره، پایتخت الجزایر، با حضور نمایندگان سیزده کشور عضو این سازمان برگزار شد. در این کنگره، محمدرضا شاه پهلوی، شاه ایران و صدام حسین، معاون نخست‌وزیر جمهوری عراق حضور داشتند. در حالی که مشکلات میان دو کشور ایران و عراق در آن دوره به اوج خود رسیده بود، با پیشنهاد هواری بومدین، رئیس‌جمهور الجزایر در حاشیه دو روز برگزاری کنفرانس، محمدرضا شاه و صدام حسین با حضور هواری بومدین دو بار دیدار کردند. دیدار دوم عصر روز ٥ مارس در کاخ ریاست‌جمهوری الجزایر بود. بومدین ابتدا با شاه ایران به‌تنهایی دیدار کرد تا زمینه دیدار شاه با صدام حسین را فراهم کند و در این کار موفق شد؛ شاه و صدام حسین رو در روی یکدیگر نشستند. شاه ایران در قبال به دست آوردن اراضی اروندرود و جنوب ایران، آماده بود تا دست از کمک به کردها بردارد. نتیجه قرارداد این بود که ایران به عراق در محاصره انقلاب کرد کمک کند، مرزهای خود با عراق را محافظت نماید و دیگر در امور داخلی عراق دخالت نکند؛ در مقابل، عراق از بخشی از اراضی «شط‌العرب» به نفع ایران چشم‌پوشی کرد و مرزهای آبی دو کشور به قرارداد قسطنطنیه سال ١٩١٣ میان ایران و دولت عثمانی بازگشت و خط تالوگ به عنوان مرز آبی «شط‌العرب» میان دو دولت رسمیت یافت.

رژیم بعثی عراق به‌نوبه خود کمک‌های دولت ایران را عامل موفقیت انقلاب ایلول او می‌دانست که به همین دلیل در برابر قطع این کمک‌ها، حاضر بود رویای دیرینه‌ی شاه ایران را محقق کند که عبارت بود از بازگرداندن زمین‌های (شط العرب) به خاک ایران و ترسیم مجدد مرزهای آبی میان دو کشور. دولت ایران از سال ١٩٦٢ کمک‌های خود را به صورت منقطع برای انقلاب در کردستان جنوبی آغاز کرده بود که کم‌کم بنا به پیشنهاد خودش، کمک‌های اسرائیل و ایالات متحده آمریکا نیز به آن افزوده شده بود، این کمک‌ها تا سال ١٩٧٥ به اوج خود رسید و انقلاب کردها در کردستان جنوبی را تا آستانه‌ی سرنگونی رژیم بعث پیش برد.

صدام حسین، معاون نخست‌وزیر وقت عراق، پس از شکست‌های پاییز ١٩٧٤ احساس کرد که کشورش چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر خواسته‌های شاه ایران ندارد. دولت ایران نیز پس از درو کردن محصول چندین سال کمک به انقلاب کردها در کردستان جنوبی که تا آن زمان با سلاح یاری می‌رساند، راضی شد خاک و ارتش خود را در خدمت دولت عراق برای سرکوب انقلاب کردها در کردستان جنوبی به رهبری ژنرال مصطفی بارزانی قرار دهد. این یکی از بندهای محرمانه‌ی توافق میان دو کشور بود که در ١٨ مارس توسط ژنرال نصیری پس از آمدنش به حاجی‌عمران به ژنرال مصطفی بارزانی ابلاغ شد، با این کار دیگر افقی برای رهبری انقلاب در جهت ادامه‌ی مبارزه باقی نماند، لذا از سوی رهبری انقلاب تصمیم گرفته شد که انقلاب برای مدتی موقت متوقف شود و منتظر فرصت مناسب دیگری برای از سرگیری آن باشند.

منابع: