علی محمد محمود خال حمزه، شناختهشده به علی حمده گوج، سال ١٩٢٧ در بخش مرگهسور وابسته به استان اربیل به دنیا آمده، متأهل بوده، فارغالتحصیل دانشکده کشاورزی در اتحاد شوروی بوده، سال ١٩٥٩ پس از بازگشت از اتحاد شوروی در اداره کشاورزی شهر سلیمانیه کارمند میشود.
سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول، برای بار دوم آواره ایران میشود و در شهر کاشان اقامت میگزیند و در یکی از مدارس شهر کاشان معلم میشود.
در روز ١٥ ژوئیه ١٩٨٥ به دلیل بیماری سرطان، درگذشت و در قبرستان شهر اشنویه به خاک سپرده شده است.
کارنامه مبارزاتی١١ اکتبر ١٩٤٥ و پس از شکست انقلاب دوم بارزان، به همراه مصطفی بارزانی و یارانش از مرز عبور کرده و به روژهلات (کردستان ایران) میروند. پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در چارچوب نیروی بارزان از جمهوری دفاع کرده است.
پس از فروپاشی جمهوری کردستان و بازگشت بارزانی از روژهلات کردستان به باشور (کردستان عراق)، در جنگهای دفاعی روژهلات کردستان شرکت کرده تا اینکه در تاریخ ١٩ آوریل ١٩٤٧ در مرز ایران-عراق تسلیم نشده و همراه ژنرال مصطفی بارزانی بوده است. ژنرال مصطفی بارزانی در تاریخ ١٥ مارس ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسهای با یارانش تشکیل میدهد و آنها را در ماندن یا رفتن به سوی اتحاد شوروی مختار میگذارد، در آنجا تمامی یاران تصمیم به ادامه دادن و رفتن به سوی اتحاد شوروی میگیرند، در ٢٢ مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد شوروی همراهی کرده و در نبرد گل کوتول (قطور) و نبرد پل ماکو شرکت کرده و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز ایران و اتحاد شوروی واقع است، به سوی شوروی عبور کرده است.
پس از رسیدنشان به اتحاد شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ همراه با تمامی یارانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در مجتمعی سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، جای داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر خوراک و پوشاک و تردد مانند اسیران جنگی با آنها رفتار شده است. سپس بنا بر تصمیم دولت شوروی بر مناطق اغدام و لاچین و آیولا و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه به آنها لباس نظامی داده شد و با نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرین نظامی انجام میدادند. در همان زمان روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که باسواد بودند، درس یادگیری زبان کردی به آنها داده میشد.
پس از رفتار بد جعفر باقروف با یاران، تصمیم گرفته میشود اردوگاه نظامی یاران بارزانی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرینات نظامی ادامه میدهند.
مارس ١٩٤٩ همراه با یارانش به صورت دستهبندی شده با قطار بر روی روستاهای تعاونی اتحاد شوروی تقسیم شدند و در مزرعههای کلخوزها (زمینهایی که مردم به صورت اجاره از دولت میگرفتند و سپس سهم دولت را میدادند) کار میکردند.
پس از تلاشی بسیار و فرستادن چندین نامه توسط ژنرال مصطفی بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از مصائب یاران خود میگوید و او نیز بیدرنگ تصمیم به تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت یاران بارزانی میگیرد و سرانجام تصمیم کمیته این میشود که همه آنها در شهر وریویسکی جمع شوند، بنابراین علی محمد محمود در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی میرود.
سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس میشود، علی محمد محمود در ١٦ آوریل ١٩٥٩ همراه با یارانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشته است.
سال ١٩٦١ همراه با آغاز انقلاب بزرگ ایلول با خانواده به مرگهسور بازمیگردد و در انقلاب بزرگ به رهبری بارزانی شرکت میکند، در منطقه بادینان در نبردهای زاویت و سر آکری و آن مرزها شرکت میکند.
سال ١٩٦٣ در تمامی جنگهای بین منطقه بارزان و رواندز شرکت داشته، سال (١٩٦٣- ١٩٦٥) به دلیل شجاعت و دلاوری در گردان حسن خال حمزه، به درجه سرلقی رسیده، در نبردهای زوزک و گلوی عمرآغا و جنگهای دیگر شرکت کرده است.
سال ١٩٨٠ به روژهلات کردستان بازمیگردد و به نیروهای پیشمرگه انقلاب گولان میپیوندد و در فعالیتها و نبردها شرکت میکند.
منابع:١- حامد گوهری، مدال بارزانی بالاترین جایزه تقدیر، جلد اول، (اربیل- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥م).
٢- حمید گردی، چکیده تاریخنامه، چاپ اول، (اربیل- مؤسسه چاپ و نشر آراس- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).
٣- شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل- چاپخانه روژهلات- ٢٠١٣م).
٤- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٢م).
٥- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان میان ١٩٣١- ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه وزارت فرهنگ- ٢٠٠١م).
٦- عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل - انتشارات آکادمی کردی- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥م).
٧- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه- چاپخانه پهیوهند- ٢٠١١م).
٨- از یادداشت فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز با بارزانی، رفتن بارزانیها به اتحاد شوروی، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه روشنبیری- ١٩٩٧م).
٩- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ فی العراق، (بغداد- دار الرشید للنشر- ١٩٧٩م).
١٠- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش رهاییبخش کرد ١٩٣١- ١٩٥٨، (دهوک- چاپخانه خهبات- ١٩٩٨م).
١١- نجفقلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام- جشن طلایی حزب دموکرات کردستان- ١٩٩٦م).
١٢- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.
١٣- مصاحبه با خانواده، توسط سفر ژاژوکی، شهرستان سوران، ١٢ مه ٢٠١٩.


