علی حسن شین، سال ١٩٢٤ در روستای توێ از توابع ناحیه شیروان مزن در شهرستان مێرگهسور استان اربیل متولد شده است.
کارنامه مبارزاتیدر ٢٢ ماه مه ١٩٤٧، ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در نبرد گلی کتول (قطور) و نبرد پل ماکو شرکت نمود و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ماه ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی واقع است، به سوی شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ماه ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همراهانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در مجتمعی سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار گرفتند و توسط گروهی سرباز از آنان نگهبانی میشد و از نظر خوراک و پوشاک و تردد همانند اسرای جنگی با آنان رفتار شد. سپس به تصمیم حکومت شوروی میان مناطق آغدام و لاچین و آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ ماه دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی بر کرانه دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه، لباس نظامی به آنان داده شد و با سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرین نظامی انجام میدادند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همراهانشان که سواد داشتند، دروس یادگیری زبان کردی به آنان تدریس میشد.
پس از برخورد بد جعفر باقروف با همراهان بارزانی، تصمیم گرفته میشود کمپ نظامی در ٢٩ ماه اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرینات نظامی ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه همراهانش به صورت دسته و گروه با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوزها (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهم دولت را میپرداختند) کار میکردند.
پس از تلاش بسیار و فرستادن چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از دردهای همراهان خود میگوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت همراهان بارزانی را میدهد و در نهایت تصمیم کمیته این میشود که همه آنان در شهر وریویسکی جمع شوند، به همین دلیل نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی میرود.
در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست جمهوری عبدالکریم قاسم تأسیس میشود، نامبرده در ١٦ ماه آوریل ١٩٥٩ به همراه همراهانش با کشتی گروزیا از راه بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشتند.
سال ١٩٦١ به نیروی پیشمرگه انقلاب ایلول ملحق شد و در نبردها شرکت کرد.
منابع:١- حامد گوهری، مدال بارزانی بالاترین نشان قدردانی، جلد اول، (اربیل- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥ز).
٢- حمید گردی، چکیده تاریخنامه، چاپ اول، (اربیل- مؤسسه چاپ و نشر آراس- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٤ز).
٣- شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل- چاپخانه روژهه لات- ٢٠١٣ز).
٤- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٢ز).
٥- عبدالرحمان ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان میان ١٩٣١- ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه وزارت فرهنگ- ٢٠٠١ز).
٦- عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل- انتشارات آکادمی کردی- چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٥ز).
٧- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه- چاپخانه په یونـد- ٢٠١١ز).
٨- در یادداشت فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه با بارزانی، رفتن بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه روشنبری- ١٩٩٧ز).
٩- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ فی العراق، (بغداد- دار الرشید للنشر- ١٩٧٩م).
١٠- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد ١٩٣١- ١٩٥٨، (دهوک- چاپخانه خبات- ١٩٩٨ز).
١١- نجفقلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام- جشن طلایی حزب دموکرات کردستان- ١٩٩٦ز).
١٢- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.


