عبدالرحیم عبدالله عمر، در سال ١٩٢٠ در روستای بابک تابع ناحیه پیران در شهرستان مرگهسور در استان اربیل متولد شده است، در سال ١٩٥٤ در انستیتوی هنری - بخش کشاورزی وابسته به وزارت کشاورزی اتحاد جماهیر شوروی تحصیلات خود را آغاز کرد.. همچنین در اتحاد جماهیر شوروی زندگی مشترک تشکیل داد و صاحب دو دختر بودند، در سال ١٩٥٩ تحصیلات خود را در انستیتوی مذکور به پایان رساند. به هر سه زبان کردی، عربی و روسی مسلط بود، در سال ١٩٥٩ به عنوان کارمند در اداره کشاورزی اربیل استخدام شد. در ١٣ ژانویه ٢٠٠٥ در شهر اربیل درگذشت و در قبرستان بابک به خاک سپرده شد.
کارنامه مبارزاتی
در سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست، به همین دلیل در ١٩ اوت ١٩٤٥ با حکم دادگاه عرفی نظامی، تمام اموال و داراییهای منقول و غیرمنقول وی مصادره گردید.
در ١١ اکتبر ١٩٤٥ و پس از شکست انقلاب دوم بارزان، به همراه مصطفی بارزانی و یارانش به شرق کردستان رفتند. پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در چارچوب نیروی بارزان از جمهوری دفاع کرد.
پس از سقوط جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از شرق کردستان به جنوب کردستان، در نبرد نقده و نبرد اشنویه در شرق کردستان شرکت کرد، همچنین از آن دسته پیشمرگههایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق (خواکورک و دشت برازگر) از خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.
پس از بازگشتشان، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسهای با یارانش تشکیل میدهد و به آنها اختیار میدهد که بمانند یا به اتحاد جماهیر شوروی بروند، در آنجا تمام یارانش تصمیم به ادامه مسیر و رفتن به اتحاد جماهیر شوروی میگیرند، در ٢٣ مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در نبرد «گلی قطور» و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی یارانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع باز که با سیم خاردار محصور شده بود، نگه داشته شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر خوراک و پوشاک و تردد مانند اسیران جنگی با آنها رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی میان مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی دریافت کردند و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که باسواد بودند، به آنها زبان کردی آموزش داده میشد.
پس از رفتار بد جعفر باقروف با یارانش، تصمیم گرفته میشود که کمپ نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع «چرچوک» در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه میدهند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه یارانش به صورت دستهبندی شده با قطار در میان روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهم دولت را میپرداختند) کار میکردند.
پس از تلاشهای بسیار و ارسال نامههای متعدد توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی مشکلات یارانش را شرح میدهد و او نیز بلافاصله تصمیم به تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت یاران بارزانی میگیرد و سرانجام تصمیم کمیته این میشود که همه آنها در شهر «وریویسکی» جمع شوند، بنابراین نامبرده در نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی میرود.
پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و کاربست ماده (١١) با استناد به قانون اصلاحشده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و یارانش مشمول عفو عمومی شدند.
در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس میشود، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه یارانش با کشتی «گروزیا» از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ١٩٦١ در انقلاب ایلول شرکت کرد و در نبردها حاضر بود، در سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول به عنوان پناهنده راهی کشور ایران شد، در سال ١٩٧٦ به جنوب کردستان بازگشت و در «کانی قژاله» ساکن شد، سپس به شهرک «کلک» رفت، در سال ١٩٩١ در قیام شرکت کرد.
منابع:- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.
- حمید گردی، چکیده تاریخنامه، چاپ اول، (اربیل - مؤسسه چاپ و نشر آراس - چاپخانه وزارت آموزش - ٢٠٠٤)
- حیدر فاروق السامرائي، ضیاء جعفر ودوره السیاسي و الاقتصادي في العراق، (لندن – دارالحكمة - ٢٠١٦).
- از یادداشت فرمانده شهید حهسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه با بارزانی، رفتن بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧م).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨).
- نص قرار لجنة العفو العام برد الاعتبار الى شهداء ثورة بارزان، مجلة رزگاری، العدد ٣،٢، المطبعة الرابطة، بغداد، ١ نيسان ١٩٥٩.


