زندگی‌نامه

عارس محمد خان، در سال ١٩٢٠ در روستای هوستان از توابع ناحیه بارزان در شهرستان مێرگه‌سور استان اربیل به دنیا آمد. در سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب سپتامبر (١٩٦١- ١٩٧٥) به کشور ایران آواره شد. در سال ١٩٩٥ در کشور ایران درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.

کارنامه مبارزاتی

در ٢٢ ماه مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی را به سمت اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در جنگ گلی کتول (قطور) و جنگ پل ماکو شرکت داشت و پس از سختی‌ها و مشقت‌های فراوان، در ١٨ ماه ژوئن ١٩٤٧ در رود ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمام همراهانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در مجتمعی سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، جای داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر خوراک، پوشاک و رفت و آمد همانند اسیران جنگی با آن‌ها رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی بین مناطق آق‌دام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آن‌ها داده شد و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی می‌دیدند. در همان زمان روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همراهانشان که سواد داشتند، دروس یادگیری زبان کردی به آن‌ها آموزش داده می‌شد.

پس از بدرفتاری جعفر باقروف با همراهان بارزانی، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه دادند. 

در مارس ١٩٤٩ به همراه همراهانش به صورت گروهی و دسته‌ای با قطار در میان روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوزها (زمین‌هایی که مردم به صورت اجاره‌ای از دولت می‌گرفتند و سپس سهم دولت را می‌پرداختند) کار می‌کردند. 

پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین رسید که در آن بارزانی از دردهای همراهان خود می‌گوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همراهان بارزانی را صادر می‌کند و در نهایت تصمیم کمیته این می‌شود که همه آن‌ها در شهر ورِویسکی جمع شوند، به همین دلیل نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وِرویسکی در شوروی می‌رود.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همراهانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.

در سال ١٩٦١ به نیروی پیشمرگه انقلاب سپتامبر پیوست. سپس به محافظ مرزی تبدیل شد و درجه سرهنگ‌دومی گرفت. در سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب سپتامبر (١٩٦١- ١٩٧٥) به کشور ایران آواره شد.

منابع:

١- حامد گوهری، مدال بارزانی بالاترین جایزه تقدیر، جلد اول، (اربیل- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥ز).

٢- حمید گردی، چکیده تاریخ‌نامه، چاپ اول، (اربیل- انتشارات و چاپ آراس- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٤ز).

٣- شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل- چاپخانه روژهلات- ٢٠١٣ز).

٤- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٢ز).

٥- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین ١٩٣١- ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه وزارت فرهنگ- ٢٠٠١ز).

٦- عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل- انتشارات آکادمی کردی- چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٥ز).

٧- کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه- چاپخانه پهیوَند- ٢٠١١ز).

٨- در یادداشت‌های فرمانده شهید حَسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه با بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول، (اربیل- چاپخانه روشنبری- ١٩٩٧ز).

٩- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثوره‌ ١٤ تموز ١٩٥٨ فی العراق، (بغداد- دار الرشید للنشر- ١٩٧٩م).

١٠- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١- ١٩٥٨، (دهوک- چاپخانه خبات- ١٩٩٨ز). 

١١- نجف‌قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام- یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان- ١٩٩٦ز).

١٢- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.