شیخ وسمان محمدامین، در سال ١٩٢٠ در شهرستان مێرگەسۆر (مرگهسور) به دنیا آمد، متأهل بود، در سال ١٩٧٨ توسط دولت عراق به مجتمع اجباری قوشتپه کوچانده شدند، در عملیات انفال بارزانیها توسط حکومت عراق در مجتمع قوشتپه ناپدید شد. به زبانهای کردی و روسی مسلط بود.
کارنامه مبارزاتیدر ٢٣ مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی را به سمت اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در جنگ گلی قطور و جنگ پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سمت شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه همه یارانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در مجتمعی روباز که با سیم خاردار محصور شده بود، اسکان داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر غذا، پوشاک و تردد مانند اسیران جنگی با آنها رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی بین مناطق آقدام، لاچین، آیولاغ و کلبجر در جمهوری آذربایجان توزیع شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آنها داده شد و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی میدیدند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که سواد داشتند، درسهای آموزش زبان کردی به آنها داده میشد.
پس از رفتار بد جعفر باقروف با یاران بارزانی، تصمیم گرفته میشود که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه میدهند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه یارانش به صورت دسته و گروه با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و بعداً سهم دولت را میدادند) کار میکردند.
پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از دردسرهای یاران خود میگوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیتهای را برای بررسی وضعیت یاران بارزانی میدهد و سرانجام تصمیم کمیته بر این میشود که همه آنها در شهر ورِویسکی جمع شوند، لذا نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر ورِویسکی در شوروی میرود.
پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و کاربست ماده (١١) با استناد به قانون اصلاحشده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و یارانش مشمول عفو عمومی شدند.
در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه یارانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ١٩٦٤ در انقلاب سپتامبر شرکت کرد و سروان بود و در جنگها شرکت داشت، در ٣١ ژوئیه ١٩٨٣ در عملیات انفال بارزانیها توسط حکومت عراق در مجتمع قوشتپه (اربیل) ناپدید میشود.
منابع:-
ریکار مزوری، سرکوب تراژدیهای بارزانیها، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - 2013ز).
-
شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه ڕۆژهەڵات - 2013ز).
-
کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پەیوەند - 2011ز).
-
در یادداشت فرمانده شهید حهسۆ میرخان ژاژۆکی، 62 روز همراه بارزانی، رفتن بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - 1997ز).
-
لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة 14 تموز 1958 فی العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - 1979م).
-
مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد 1931 - 1958، (دهوک - چاپخانه خهبات - 1998ز).
-
نجفقلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - جشن طلایی حزب دموکرات کردستان - 1996ز).
-
آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان


