شیخومر احمد حاد، در سال ١٩١٨ در روستای سردری از توابع بخش مِیرگهسور در استان اربیل به دنیا آمد. وی در سال ١٩٦٩ درگذشت و در زادگاه خود به خاک سپرده شد.
کارنامه مبارزاتیدر ٢٢ مه ١٩٤٧ وی همراه ژنرال مستفا بارزانی به سوی اتحاد جماهیر شوروی حرکت کرد و در نبرد «گلی کوتول» (قطور) و نبرد پل ماکو شرکت نمود و پس از سختی و مشقت بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همرزمانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیمخاردار محصور شده بود، جای داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر خوراک، پوشاک و تردد، همانند اسرای جنگی با آنها رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی میان مناطق آغدام، لاچین، آیولاغ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به یک پادگان در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه، لباس نظامی دریافت کردند و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی میدیدند. در همان زمان، روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، درسهای آموزش زبان کردی به آنها داده میشد.
پس از بدرفتاری جعفر باقروف با همرزمان بارزانی، تصمیم گرفته شد که کمپ نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه همرزمانش به صورت گروهی و دستهجمعی با قطار میان روستاهای اشتراکی (کلخوز) اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و پس از برداشت محصول، سهم دولت را میپرداختند) کار میکردند.
پس از تلاشهای فراوان و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از سختیهای همرزمان خود میگوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی را صادر میکند و در نهایت تصمیم کمیته بر این میشود که همگی در شهر وریویسکی گرد هم آیند، از این رو نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی میرود.
در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی «گروزیا» از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ١٩٦١ به نیروی پیشمرگه انقلاب سپتامبر پیوست و در نبردها شرکت کرد، در سال ١٩٦٩ درگذشت و در زادگاه خود به خاک سپرده شد.
منابع:١- حامد گوهری، مدال بارزانی بالاترین نشان افتخار، جلد اول، (اربیل- انتشارات حاجی هاشم- ٢٠١٥ میلادی).
٢- حمید گردی، چکیده تاریخنامه، چاپ اول، (اربیل- انتشارات و پخش آراس- چاپخانه وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٤ میلادی).
٣- شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل- انتشارات روژهلات- ٢٠١٣ میلادی).
٤- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل- انتشارات وزارت آموزش و پرورش- ٢٠٠٢ میلادی).
٥- عبدالرحمان ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان میان ١٩٣١- ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل- انتشارات وزارت فرهنگ- ٢٠٠١ میلادی).
٦- عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیایی اربیل، (اربیل- انتشارات آکادمی کرد- چاپخانه حاجی هاشم- ٢٠١٥ میلادی).
٧- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه- انتشارات په یوندم- ٢٠١١ میلادی).
٨- در یادداشتهای فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز با بارزانی، رفتن بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول، (اربیل- انتشارات روشنبری- ١٩٩٧ میلادی).
٩- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق، (بغداد- انتشارات دارالرشید- ١٩٧٩ میلادی).
١٠- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد ١٩٣١- ١٩٥٨، (دهوک- انتشارات خبات- ١٩٩٨ میلادی).
١١- نجف قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام- یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان- ١٩٩٦ میلادی).
١٢- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.


