در فوریه سال ١٩٦٣ که بعثیها بر تخت حکمرانی عراق نشستند، تا زمانی که جایگاه خود را تثبیت کردند، گفتگوی اندکی به مدت چند ماه با سران انقلاب کرد انجام دادند، اما دیری نپایید که مانند رژیم عبدالکریم قاسم، کرم به جانشان افتاد و هوای پاکسازی کردها و تعقیب انقلاب در ذهنشان شکل گرفت، بار دیگر شروع به یورش و حمله به مناطق انقلاب در سوران و بادینان و گرمیان و غیره کردند...، یعنی در تمام مناطق انقلاب به صورت گسترده و با برنامهای قاطع به این نیت که آنچه رژیمهای پیش از خود نتوانستند انجام دهند، آنها به اجرا درآورند.
حمله این بار ارتش عراق به منطقه بارزان از طریق دو لشکر در منطقه مرگهسور و بله و ریزان با هماهنگی چریکهای مزدور (جاش) صوفی و سورچی و هرکی و همراه با چریکهای اسعد شیتنهای، با پشتیبانی بمباران سنگین هواپیما و توپخانههای ویرانگر آغاز شد، پس از آنکه نیروی پیشمرگه زیر فشار و ضربات توپباران و بمباران از سنگرهای منطقه سپیلک عقبنشینی کردند به کوه بالکیان و برادوست به سمت منطقه مرگهسور، در این لحظات ارتش عراق توانست سپیلک و گلی علیبگ و کوه کورک را تحت کنترل بگیرد، با این کار مانع بزرگی از پیش رو برداشته شد که پیشمرگه به عنوان خط دفاعی برای متوقف کردن پیشرویهای نیروی مهاجم به سمت منطقه بارزان تعیین کرده بود.
نیروی پیشمرگه هنگامی که به اطراف مرگهسور رسیدند به فرمان بارزانی رهبر انقلاب اقدام به ایجاد یک خط دفاعی در گلی زرار و گلوگاه بانه تا گلوگاه سارکه و دامنههای کوه پیران کردند، به فرماندهی لقمان بارزانی که مسئول کل آن محور جنگ بود، او نیز اقدام به سازماندهی جناحهای خط دفاعی به این صورت کرد: حاجی بیروخی و مصطفی نیرویی در گلوگاه بانه در برابر ارتش و جاشها سنگر گرفتند، میره شیروکی و سلیم چی و عریف یاسین در دامنههای کوه پیران مستقر شدند، ککو مرگهسوری و حسو میرخان ژاژوکی در کیلی بنی بیا بودند، چاوشین بیدی و حمه آقای مرگهسوری و مصطفی رشو علی آقای کهکلئی در کولان هنجیروک پشت روستای ژاژوک در سنگر جای گرفتند، ملا امین هوستانی در کولان دری و احمد مصطفی در گلوگاه پیرمباس روی جاده اصلی بود، همچنین حسن خال حمزه در کوه البت پشت غار دوری در پشت روستای کوران سنگر محکمی گرفت، این فرماندهانی که نام برده شدند همراه با تمامی نیروی خود در برابر ارتش و نیروی جاشها منطقه را سنگربندی کردند.
ارتش عراق و چریکهای مزدور (جاش) در گورتو نزدیک مرگهسور تجمع کردند و به عنوان پایگاه فعالیت و خروج روزانه از آنجا با پشتیبانی هواپیما و تانک و زرهپوش و سلاحهای سنگین و سبک پیشرفته به سنگرهای پیشمرگه حمله میکردند، نیروی پیشمرگه نیز با سلاح سبک برنو و انگلیسی و مسلسل برن در برابرشان ایستادگی میکردند و با تعداد زیادی کشته و بر جای گذاشتن تعدادی جسد، شکستشان میدادند، ارتش عراق هر چقدر تلاش کرد از روستای کورکی نزدیک گورتو به سمت ارتفاعات روستای بانه صعود کند اما به دلیل آن دفاع سختی که در گلوگاه مستقر شده بود نتوانست پیشروی کند، علیرغم توپباران شدید و بمباران سنگین هواپیماهای جنگی بر روی سنگرهای پیشمرگه.
در ٢٤ اوت ١٩٦٣ حمله ارتش و چریکهای مزدور (جاش) در خط اطراف روستای کوران پیشروی کرد با پشتیبانی توپباران و بمباران هواپیما و در زمین نیز نیروی پیاده که شامل تانک و نفربر و زرهپوش بودند با سلاح دوشکا و مسلسل و تمام توان نظامی در برابر پیشمرگه قرار گرفتند، در این حمله علاوه بر وارد کردن خسارت بزرگی که حدود ١٠٠ نفر از سربازان و جاشها برآورد میشد از نیروی مهاجم، در مقابل شهادت یک پیشمرگه و زخمی شدن ٦ تن دیگر، نیرو در هم شکسته شد.
در یکی از یورشهای ارتش عراق که تمام جناحهای جنگ را در بر گرفت، توانستند در برخی جاها به دلیل نبود فشنگ و مهمات پیشروی کنند، اما در یک ضدحمله، نیروی پیشمرگه توانست شکستشان دهد و تا روستای ماله سوار تعقیبشان کنند، که این نقش مثبتی در بالا بردن روحیه و مورال پیشمرگه داشت.
در ٣٠ اوت ارتش و چریکها در روز روشن بار دیگر به سنگرهای پیشمرگه در کولان دری تا کوه پیران حمله کردند، پیشمرگه در برابرشان ایستادند و اجازه ندادند پیشروی کنند تا عصر دیر وقت جنگ ادامه داشت و آن بار نیز حملهشان را در هم شکستند و ٦٢ سرباز و ١٤ مزدور کشته شدند که بسیاری از اجساد کشتههایشان را در دامنه کوه بر جای گذاشتند و مجبور به عقبنشینیشان کردند، در این حمله از نیروی پیشمرگه ٨ شهید و ٢٢ زخمی به جای ماند که ناشی از اصابت یک بمب ناپالم در داخل سنگر پیشمرگه هنگام ناهار خوردن بود.
حکومت عراق پس از آن همه یورش پیدرپی که به سنگرهای پیشمرگه کرد نتوانست بر آنان چیره شود و هیچ پیشرویای را شاهد نبود، لذا به فکر برنامههای دیگر افتاد تا آن خط دفاعی را بشکند و به سمت چامه و شیروان مزن پیشروی کند، بنابراین در ٣١ اوت ١٩٦٣ یعنی روز بعد از حمله، دو هواپیما در گلی زرارا نمایان شدند و به بالای کوه پیران رفتند و سرباز پیاده کردند و گردان توپخانه ایجاد کردند و از آنجا سنگرهای پیشمرگه را در کولان دری توپباران میکردند. سپس هواپیمای جنگی بر فراز سنگرهای پیشمرگه چرخید و گاز ممنوعه (اسید) را بر روی سنگرهای پیشمرگه پاشید که بر اثر آن ٤ پیشمرگه شهید شدند و ٦ تن دیگر به شدت زخمی شدند، علاوه بر آن به دلیل توپباران سنگین دو پیشمرگه شهید و یکی دیگر زخمی شد.
پس از آنکه ارتش عراق تمام ارزشهای اخلاقی و انسانی را در استفاده از سلاح ممنوعه (اسید) برای غلبه بر پیشمرگه پشت سر گذاشت، همچنین خستگی پیشمرگهها و عدم توازن از نظر نیرو و سلاح، فرمانده کل محور لقمان بارزانی دستور عقبنشینی نیروی پیشمرگه را در آن خط دفاعی در تمام جبهههای جنگ به سمت روستای خالونه و پل چامه و طرف شیروان مزن صادر کرد.
در ١٧ سپتامبر ١٩٦٣، ارتش عراق بار دیگر به فرماندهی سرتیپ ستاد ابراهیم فیصل الانصاری، فرمانده لشکر دو و سرهنگ سعید حمو، فرمانده تیپ، حملات خود را به مواضع پیشمرگهها شدت بخشید. با مشارکت تعداد زیادی از نیروهای جاش و پشتیبانی تانک، توپ، نفربر، زرهپوش و انواع سلاحهای سنگین و سبک، لقمان بارزانی، فرمانده کل نیروی پیشمرگه، خط دفاعی دیگری را به این صورت سازماندهی کرد: محور حاجی بیروخی در دره روستای خالونه، محور احمد مصطفی کانیلنجی در برکی برایموک نزدیک موسی مغرب، محور مصطفی نیروئی در کولان چیلان و حمید افندی در نزدیکی بنکهای فق پیر، همچنین محور سلیم چی و عریف یاسین دوسکی در دره هوری.
ارتش و شبهنظامیان مزدور (جاش) از رودخانه روکچکی چامه عبور کردند و حملات خود را به سمت مرکز مواضع خط دفاعی پیشمرگهها آغاز کردند. به محض رسیدن به روستای خالونه بلافاصله آن را به آتش کشیدند. بخشی از نیروهای ارتش و جاش مستقیماً به سمت محور احمد مصطفی کانیلنجی حرکت کردند و با پیشمرگهها درگیر شدند که به جنگ تنبهتن و کشمکش انجامید. هنگامی که سایر محورهای پیشمرگه وضعیت را به این شکل دیدند، نیرویی از پیشمرگهها به یاری این محور رفتند. این امر منجر به وارد آمدن خسارات سنگینی به نیروی مهاجم شد، بهویژه کشته شدن تعداد زیادی از جاشها. پس از آنکه ارتش و نیروی شبهنظامی مزدور (جاش) به پیچهای شیروان مزن رسیدند، لقمان بارزانی که خود در روستای زرگت بود، دستور داد که فرماندهان پیشمرگه کولان چیلان را مستحکم کنند و نیروهای دیگری نیز از پشت شیروان و قلعه بالا بروند و در برابر پیشرویهای ارتش و جاشها موضع بگیرند.
در این حمله ارتش عراق به فرماندهی سرتیپ ستاد ابراهیم فیصل الانصاری به همراه فرمانده تیپ ٥ سرهنگ سعید حمو، خسارات زیادی متحمل شد، بهطوری که یک گردان کامل نابود شد و حدود جسد ١٢٠ کشته در میدان جنگ باقی ماند، تا حدی که نزدیک بود خود الانصاری، فرمانده لشکر، به دست پیشمرگهها بیفتد. تمام سربازانی هم که به دست پیشمرگهها میافتادند، آزاد میشدند، یعنی به آنها اجازه داده میشد که فرار کنند و به پایگاههای خود بازگردند.
پس از این نبرد، وضعیت ارتش عراق تا حد زیادی آشفته شد، بنابراین الانصاری با تلگراف طاهر یحیی، رئیس ستاد ارتش را مطلع کرد و پیشنهاد راهحل مسالمتآمیز و مذاکره داد. رئیس ستاد نیز پاسخ داد که مخالفتی با تماس گرفتن با شیخ احمد بارزانی، شیخ بارزان ندارند. به همین دلیل الانصاری در ٢٢ سپتامبر ١٩٦٣ نامهای از طریق سعید اسعد شیتنهای به دست شیخ احمد رساند و در آن از او خواست که هیئتی برای گفتگو و توافق نزد او و به استان اربیل بفرستد. شیخ احمد نیز پس از مشورت با مصطفی بارزانی رهبر انقلاب، تصمیم گرفتند که با نامهای به الانصاری پاسخ دهند.
شیخ احمد بارزانی در پاسخ به نامه الانصاری، نامهای نوشت و هیئتی سه نفره شامل برادرزادهاش شیخ سلیمان و دو پسرش محمد خالد و نظیر فرستاد و گفتگو میان آنها آغاز شد. خواستهی حکومت این بود که بارزانیها باید سلاح بر زمین بگذارند، اما خواستهی شیخ احمد این بود که ارتش و جاشها از بارزان خارج شوند. سپس بر این توافق کردند که بارزانی به درخواست شیخ احمد در ١٠ اکتبر ١٩٦٣ منطقه بارزان را ترک کرد و به سوران و منطقه بالکایتی آمد؛ جنگ و تجاوز در منطقه بارزان پایان یافت و صلح و آرامش بر منطقه حاکم شد.
منابع:١. مسعود بارزانی: بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد، جلد سوم، بخش اول، انقلاب ایلول ١٩٦١-١٩٧٥، چاپ اول ٢٠٠٤.
٢. هوژین مسعود سرنی: انقلاب ایلول در منطقه بهدینان ١٠٦١- ١٩٧٥، چاپ اول، ٢٠١٨.
٣. حاجی میرخان دولمری: جستجو به دنبال عدالت، جلد اول، چاپ دوم، انتشارات اسراء، تهران، ٢٠٢١.
٤. غازی عادل گردی: پیشمرگهای در خدمت راه و روش بارزانی، حاجی بیروخی، جلد اول، چاپ دوم، ترکیه، ٢٠٢١.
٥. هاوکار کریم حمه شریف: انقلاب ایلول ١٩٦١-١٩٧٠، چاپ اول - انتشارات دانشگاه صلاحالدین، اربیل، ٢٠١٢.
٦. ولی زبیر هوستان: چندین رویداد و سرگذشت از انقلابها و قیامهای بارزان، چاپ اول، انتشارات روژهلات، اربیل، ٢٠١٧.
٧. کاروان جوهر محمد: ادریس بارزانی ١٩٤٤- ١٩٨٧ زندگی و نقش سیاسی و نظامی در جنبش آزادیخواهی کرد، انتشارات هیوی، اربیل، ٢٠١٩.
٨. مامخان شیروانی: بارزان و تبار بارزانیها، چاپ دوم، استکهلم، ١٩٩٥.
٩. هاشم شیروانی: منطقه بارزان، جغرافیا- تاریخ- فرهنگ، چاپ اول، انتشارات وزارت فرهنگ، اربیل، ٢٠٠٨.


