زندگینامه

خوشوی ملا محمد، سال ١٩١٥ در روستای کانی‌النج از توابع ناحیه گوره‌تو در شهرستان میرگه‌سور از استان اربیل به دنیا آمد. پیش از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی متأهل بود و پسری به نام سعید داشت که در سال ١٩٣٥ به دنیا آمد. خوشوی ملامحمد در سال ١٩٤٩ در اتحاد جماهیر شوروی برای بار دوم زندگی مشترک خود را با آویزه امیر اسن تشکیل داد، آن‌ها یک پسر و دو دختر داشتند که نام‌هایشان جواهیر متولد ١٩٥١ و خلیل متولد ١٩٥٦ و زیرا که از خواهر و برادرش کوچکتر بود و در سال ١٩٥٨ به دنیا آمد، بود. آویزه همسر خوشوی از تبار تاتارهای شبه‌جزیره کریمه بود.

پس از شکست انقلاب ایلول، خوشوی در سال ١٩٧٨ توسط دولت عراق به مجتمع حریر منتقل شد، در ٣١ تموز ١٩٨٣ در عملیات انفال بارزانی‌ها توسط دولت عراق، سعید پسرش و نوه‌اش به نام حالی سعید (١٩٦١-١٩٨٣) ناپدید شدند. خوشوی ملا محمد در ١٥ مارس ٢٠٠٤ در روستای کانی‌النج درگذشت و همان‌جا به خاک سپرده شد.

کارنامه مبارزاتی

سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در نبردها مشارکت کرد. در ١٩ اوت ١٩٤٥ به دستور دادگاه نظامی عرفی عراق، تمام اموال منقول و غیرمنقول وی مصادره شد. پس از شکست انقلاب دوم بارزان در ١١ اکتبر ١٩٤٥ راهی شرق کردستان شد. در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزان وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیشمرگه بود، در ٢٩ آوریل همان سال در نبرد قاراوا در منطقه سقز شرکت کرد.

پس از شکست جمهوری دموکراتیک کردستان، در ٣ مارس ١٩٤٧ در نبرد نلوس و در ١٩ مارس در نبردهای نقده و اشنویه شرکت کرد. او جزو پیشمرگه‌هایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق (خواکورک و دشت برازگر) از طریق خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.

پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسه‌ای با همرزمانش برگزار کرد و آن‌ها را در انتخاب میان ماندن یا رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی آزاد گذاشت. در آنجا تمام همرزمان تصمیم به ادامه راه و رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی گرفتند. در ٢٣ مه ١٩٤٧ همراهی ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد جماهیر شوروی بر عهده داشت و در نبرد قره‌کلیسا (گلی قطور) و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی‌ها و تلاش‌های بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمام همرزمانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع باز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار گرفتند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر خوراک و پوشاک و تردد، با آن‌ها مانند اسرای جنگی رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی بین مناطق آق‌دام، لاچین، آیولاغ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به سربازخانه‌ای در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه به آن‌ها لباس نظامی داده شد و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در عین حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، درس یادگیری زبان کردی به آن‌ها داده می‌شد.

پس از رفتار بد جعفر باقروف با همرزمانش، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش‌های نظامی ادامه دادند.

در مارس ١٩٤٩ به همراه همرزمانش به صورت دسته‌ها و گروه‌هایی با قطار در میان روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمین‌هایی که مردم به صورت اجاره‌ای از دولت می‌گرفتند و بعد سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند.

پس از تلاش‌های بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین رسید که در آن بارزانی به مشکلات همرزمانش اشاره کرده بود و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی صادر کرد و سرانجام تصمیم کمیته بر این شد که همه آن‌ها در شهر وریویسکی گرد هم آیند، بنابراین نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی رفت.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و بر اساس هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و اجرای ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح شده شماره ١٩ سال ١٩٥٩، او و همرزمانش مشمول عفو عمومی شدند.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. 

 سال ١٩٦٢ پس از شروع انقلاب ایلول، در آن انقلاب شرکت کرد و در نبردهای منطقه بارزان و کوه پیرس و کوه گورزی حضور داشت.

منابع:
  1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان

  2. حمید گردی، پوخته‌ی مێژوونامه‌ (خلاصه تاریخ‌نامه)، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤).
  3. حیدر فاروق السامرائي، ضیاء جعفر ودوره‌ السیاسی و الاقتصادي في العراق، (لندن – دارالحکمة - ٢٠١٦).
  4. ریکار مزوری، سه‌ربۆرا تراژیدیایێن بارزانییان، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٣).
  5. شعبان علی شعبان، هه‌ندێك زانیاری سیاسی و مێژوویی (برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی)، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهه‌لات - ٢٠١٣).
  6. شوکت شیخ یزدین، یۆبیلی زێڕینی پێشمه‌رگه‌ (جوبیلی طلایی پیشمرگه)، (پیرمام - چاپخانه خه‌بات - ١٩٩٦).
  7. صالح یوسف صوفی، كرۆنۆلۆژیا كوردستانێ و جیهانێ (گاه‌شمار کردستان و جهان)، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه استان دهوک - ٢٠١٣).
  8. صالح یوسف صوفی، كرۆنۆلۆژیا كوردستانێ و جیهانێ (گاه‌شمار کردستان و جهان)، چاپ اول، جلد سوم، (دهوک - چاپخانه استان دهوک - ٢٠١٣).
  9. عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢).
  10. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیرت بارزان در میان ١٩٣١-١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ – ٢٠٠١).
  11. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه په‌یوه‌ند - ٢٠١١).
  12. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خه‌بات - ١٩٩٨).
  13. نجف‌قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، مترجم: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦).