نیروهای پیشمرگه در کارزار گسترش دایره انقلاب در مناطق مختلف کوردستان توانستند دشت نهله، روستاهای منطقه زیبار و بخش دینارته تا (سری – کوه) آکری و دره بیخمه را تحت کنترل خود درآورند. وجود یک هنگ پلیس در مرکز بخش نهله نتوانست در برابر پیشمرگه‌ها مقاومت کند و ارتش نیز به آن‌ها کمک نکرد، بنابراین مجبور شدند به آکری فرار کنند. تمام ارگان‌های اداری، نظامی، پلیس و مزدوران حکومت (جاش) منطقه را ترک کرده و به آکری پناه بردند. تنها چند درگیری کوچک در (سری-کوه) آکری رخ داد که تأثیر چندانی بر پیشروی پیشمرگه‌ها نداشت. با این حال، هواپیماهای جنگی مواضع نیروهای پیشمرگه را بمباران کردند که منجر به شهادت ٨ تن از پیشمرگه‌ها شد.

برای سازماندهی جبهه‌های جنگ و اداره منطقه، بارزانی رهبر برجسته انقلاب، دستور انتصاب حسن میرخان دولمری را به عنوان فرمانده نیروهای شیخان و آکری صادر کرد که مقر خود را در غار (شرمن) برقرار نمود. شمار ارتش او به ٤٠٠ پیشمرگه رسید، زیرا انقلاب تنها امید برای آزادی میهن بود. از این رو، شمار زیادی از آن‌ها رفته‌رفته با انقلاب تماس گرفته و سلاح پیشمرگه به دوش کشیدند. همچنین ملاشنی بیدارونی و عمر آغا دولمری به عنوان روسای (سری-کوه) آکری منصوب شدند و پس از آن، بارزانی و نیروهایش به سوران رفتند.

از ماه نیسان ١٩٦٢ تا تموز همان سال، نبردهای روزانه در (سری-کوه) آکری و اطراف آن ادامه داشت. در این دوره، منطقه به سنگر ملاحم بزرگ و دفاع پیشمرگه از دستاوردهای انقلاب از سری-کوه آکری گرفته تا دره زنتا و غار شرمن تا اطراف مریبا، بریفکان، باعدری و حومه دهوک تبدیل شد، که روزانه مورد حملات هوایی و هجمه‌های ارتش و مزدوران (جاش) قرار می‌گرفت.

در روز پنجشنبه ٣ آذار ١٩٦٢، نیروی بزرگی از ارتش، پلیس سیار و ٢٠٠٠ تن از مزدوران (جاش) از عشایر هرکی، سورچی و زیباری، با پشتیبانی (١٢) خودروی زرهی در زیر آتش توپخانه و بمباران هواپیماهای میگ و انواع سلاح‌ها، به مواضع پیشمرگه در نزدیکی روستاهای خربه، شوش، شرمن و بکرمان در حومه آکری حمله کردند و روستای سماقوک و اطراف آن را به آتش کشیدند که منجر به شهادت حدود ١٠ غیرنظامی شامل زنان و کودکان شد. اما به دلیل لو رفتن نقشه آن‌ها از طریق تلگراف و تماس‌های دولتی با فرماندهان نظامی‌شان، پیشمرگه‌ها توانستند با آن‌ها مقابله کرده، شمار زیادی از آنان را به قتل برسانند، حمله‌شان را شکست داده و آن‌ها را به مواضع قبلی‌شان عقب برانند.

واضح بود که دولت قصد داشت به منطقه بارزان دست یابد و مرز میان سوران و بادینان را ترسیم کرده و آن‌ها را از یکدیگر جدا کند. همچنین گمان می‌رفت کلید دسترسی به بارزان، سری-کوه آکری و دره زانتا تا بخمه باشد تا بتواند ضربه مهلکی به انقلاب وارد کرده و آن را فلج کند. اما نه تنها در اجرای نقشه خود و رسیدن به کوه‌ها، تپه‌ها و دره‌های منطقه ناکام ماند؛ بلکه متحمل خسارات سنگینی نیز شد. به حدی که دیگر حتی جرأت جنگیدن با پیشمرگه‌ها را نداشتند. از این رو برای جبران ناکامی‌های خود به بمباران مواضع پیشمرگه و روستاهای منطقه متوسل شدند. نیروهای پیشمرگه علاوه بر جنگ و دفاع از خود، دسته‌های فدایی سازماندهی کردند و به کاروان‌ها و مقرهای عمق حاکمیت دولت یورش بردند.

از جمله عملیات‌های فدایی، حمله به قلعه آکری بود که فرمانده (ملا شنی بیدارونی) تصمیم گرفت تمام نیروی پیشمرگه متشکل از (٣) نفر را برای این عملیات آماده کند. پس از رسیدن به مقصد، قلعه را محاصره کردند تا نبردی شش ساعته از ساعت ١٠ شب تا ٤ صبح آغاز شود، اما پیشمرگه‌ها قبل از سپیده‌دم به مواضع خود بازگشتند.

در روز پنجشنبه مصادف با ١٠ ایار ١٩٦٢، از صبح زود تا پاسی از شب، بمب‌افکن‌ها و هواپیماهای جنگی مواضع پیشمرگه در اطراف روستاهای دره نهله، شوش، شرمن، کوندک و باکرمان را به شدت بمباران کردند. این امر خسارات سنگینی به روستاهای منطقه وارد کرد و منجر به شهادت ٣ پیشمرگه و زخمی شدن ٧ تن دیگر شد.

در نتیجه این نبردها، خسارات وارده به دولت چنان سنگین بود که اجساد ده‌ها سرباز در میدان جنگ باقی ماند و به دست پیشمرگه‌ها افتاد. از این رو روحیه سربازان فروپاشید و توان دفاعی آنان به شدت تضعیف شد.

در ٨ شباط ١٩٦٣ بعثی‌ها به رهبری عبدالسلام عارف حکومت عبدالکریم قاسم را سرنگون کردند و جنگ به مدت سه ماه متوقف شد و مذاکرات میان انقلاب و بعثی‌ها آغاز گردید، اما هیچ نتیجه مثبتی به همراه نداشت. بلکه دولت عراق حملات خود را به مناطق انقلابی در ١٠ حزیران ١٩٦٣ از سر گرفت، اما این بار ارتش عراق خود را با تکنیکی متفاوت و نقشه‌ای ویرانگرتر برای جنگ با کوردها آماده کرده بود؛ نقشه آن‌ها درخواست کمک از دولت سوریه برای عبور از مرز بود تا بتوانند در مدت زمان کوتاهی به انقلاب کوردها پایان دهند.

بر اساس توافق میان دو کشور، ٤٠٠ سرباز از نیروهای یرموک سوریه به فرماندهی سرهنگ فهد الشاعر وارد کوردستان شدند و مقر خود را در زاخو برپا کردند و در عملیات‌های نظامی علیه مناطق انقلابی در آکری و جاهای دیگر مشارکت نمودند. آنها حمله گسترده‌ای را به مواضع پیشمرگه آغاز کردند و پیشمرگه‌ها تصمیم گرفتند تحت شعار بقا یا فنا بجنگند. آن‌ها توانستند ضربات مهلکی به آنان وارد کرده و مجبور به عقب‌نشینی‌شان کنند.

اما پس از یک هفته، آن‌ها حمله گسترده‌تری را آغاز کردند و پیشمرگه‌ها به دفاع ادامه دادند، هرچند که ارتش دو کشور متحمل ٩٦ کشته از میان سربازان و مزدوران (جاش) و ١٣٢ زخمی و تعدادی اسیر شدند. شمار شهدا در میان نیروهای پیشمرگه به (٥) تن و مجروحان به (١٧) تن رسید. اما به دلیل کمبود مهمات و خستگی پیشمرگه‌ها از نبردهای چند ماه گذشته، افزون بر رعایت منافع شهروندان برای جلوگیری از آسیب بیشتر از یک سو، و دشواری شدید مبارزه همزمان با ارتش‌های دو کشور از سوی دیگر، نیروهای پیشمرگه تصمیم گرفتند به ارتفاعات سری-کوه آکری عقب‌نشینی کرده، مواضع خود را در کوه بیرس تقویت کنند و خط دفاعی مستحکمی تشکیل دهند.

منابع:

١- مسعود بارزانی، بارزانی و بزوتنەوەى ڕزگاریخوازی کورد، بەرگی سێیەم، بەشی یەکەم، شۆڕسی ئەیلوول ١٩٦١-١٩٧٥، چ: یەکەم ٢٠٠٤.

٢- شەوکەت مەلا ئیسماعیل حسن، ڕۆژانێ لە مێژووى شۆرشى ئەیلوول، چاحى یەکەم، هەولێر، ٢٠٠٧.

٣- غازى عادل گەردى، پێشمەرگەیەک لە خزمەت ڕێبازى بارزانیدا حەجى بیڕۆخى، بەرگى یەکەم چاپى دووەم، تورکیا، ٢٠٢١.

٤- هۆژین مەسعود سەرنى، شورەشا ئیلونێ ل دەڤەرا بەهدینان ١٠٦١- ١٩٧٥، چاپى یەکەم، ٢٠١٨.

٥- وەلى زبێر هۆستانی، چەند ڕووداو و بەسەرهاتێک لە شۆرش و ڕاپەڕینەکانى بارزاندا، چ: یەکەم، چاپخانەى ڕۆژهەڵات، هەولێر، ٢٠١٧.

٦- ئارى کەریم، چەند لاپەڕەیەکى زیندوو لە شۆرشى ئەیلوولدا، چاپخانەى خەبات، دهۆک ١٩٩٩.

٧- ئیبراهیم جلال، باشووری كوردستان و شۆڕشی ئه‌یلوول، بنیاتنان و هه‌ڵته‌كاندن، ١٩٦١-١٩٧٥.چاپی چواره‌م، ٢٠٢١.                    

٨-حاجى میرخان دۆڵەمەرى، گەڕان بەدواى دادپەروەریدا، بەرگى یەکەم، چاپى دووەم، چاپخانەى اسراء، تاران، ٢٠٢١.