زندگی‌نامه

حسین رشید شمیدین، سال ١٩٢٩ در روستای ارگوش از توابع ناحیه شیروان مزن در شهرستان ميرگه‌سور در استان اربیل متولد شده است، در ٢١ ژوئن ١٩٣٢ به همراه خانواده به جمهوری ترکیه آواره شد، سپس توسط جمهوری ترکیه به دولت پادشاهی عراق تحویل داده شده و به جنوب عراق منتقل شد. در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرده و مدرک فنی صنعتی دریافت کرده است، پس از بازگشت از اتحاد جماهیر شوروی، سال ١٩٥٩ به عنوان کارمند با عنوان سرپرست فنی در کارخانه ریسندگی و بافندگی در موصل استخدام شد و مدتی نیز در اربیل کار کرده است، به زبان‌های کردی، فارسی و روسی آشنایی داشته، سال ٢٠٠٤ در شهر اربیل درگذشت و در قبرستان حریر به خاک سپرده شد.

کارنامه مبارزاتی

سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست، در ١٢ اکتبر ١٩٤٣ در تصرف پایگاه پلیس خیرزوک شرکت داشت و به همین دلیل در ١٩ اوت ١٩٤٥ به دستور دادگاه عرفی نظامی عراق، تمام اموال منقول و غیرمنقول وی مصادره شد.

در ١١ اکتبر ١٩٤٥ و پس از شکست انقلاب دوم بارزان، به همراه مصطفی بارزانی و همرزمانش به شرق کردستان رفتند. پس از تاسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در چارچوب نیروی بارزان از جمهوری دفاع کرد.

پس از شکست جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از شرق کردستان به جنوب کردستان، در جنگ جبهه سقز در شرق کردستان شرکت کرد، همچنین از آن دسته پیشمرگ‌هایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق (خواکورک و دشت برازگر) از خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.

پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسه‌ای با همرزمانش برگزار کرد و آن‌ها را در ماندن یا رفتن به اتحاد جماهیر شوروی آزاد گذاشت، در آنجا تمام همرزمان تصمیم به ادامه دادن و رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی گرفتند، در ٢٣ مه ١٩٤٧ همراه ژنرال مصطفی بارزانی به سوی اتحاد جماهیر شوروی رفت و در جنگ گلی قطور و جنگ پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی واقع است، به سوی شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمام همرزمانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در مجتمعی سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود قرار گرفتند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر خوراک و پوشاک و رفت و آمد مانند اسیر جنگی با آن‌ها رفتار شد. سپس به دستور دولت شوروی بر مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی دریافت کردند و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرین نظامی انجام می‌دادند. در همان زمان روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، به آن‌ها درس یادگیری زبان کردی داده می‌شد.

پس از رفتار بد جعفر باقروف با همرزمان، تصمیم گرفته شد اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرین نظامی ادامه دادند.

در مارس ١٩٤٩ به همراه همرزمانش به صورت دسته‌ها و تیم‌هایی با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوزها (زمین‌هایی که مردم به اجاره از دولت می‌گرفتند و سپس سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند.

پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه از سوی ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین رسید که در آن بارزانی از دردهای همرزمان خود می‌گوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی می‌دهد و سرانجام تصمیم کمیته این می‌شود که همه آن‌ها در شهر ورِویسکی جمع شوند، بنابراین نامبرده در نوامبر ١٩٥١ به شهر ورویسکی در شوروی رفت.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و بر اساس هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و کار کردن با ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و همرزمانش مشمول عفو عمومی شدند.

سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تاسیس می‌شود، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. 

سال ١٩٦١ در انقلاب ایلول شرکت کرد و سرپل بود، در جنگ پیرس و سال جنگ دفاع از بارزان شرکت کرد، سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول به عنوان پناهنده به پادشاهی ایران رفت، در انقلاب گولان شرکت کرد و در نیروی آواره بود و سال ١٩٩٨ به کردستان بازگشت.

منابع:
  1. آرشیو هیئت انسکلوپدیای حزب دموکرات کردستان.
  2. حمید گردی، پوخته‌ی مێژوونامه‌ (خلاصه تاریخ‌نامه)، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).
  3. حیدر فاروق السامرایی، ضیاء جعفر و دوره‌ السیاسي و الاقتصادي في العراق، (لندن – دارالحکمه - ٢٠١٦م).
  4. صالح یوسف صوفی، کرونولوژیای کوردستانێ و جیهانێ، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣م).
  5. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره‌تی بارزان له‌ نێوان ١٩٣١-١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١م).
  6. کاروان محمد مجید، بارزانییه‌کان له‌ مه‌هاباده‌وه‌ بۆ سۆڤێت، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه په‌یوه‌ند - ٢٠١١م).
  7. له‌ یادداشتی فه‌رمانده‌ی شه‌هید حه‌سۆ میرخان ژاژۆکی، ٦٢ رۆژ له‌گه‌ڵ بارزانی دا چوونی بارزانییه‌کان بۆ یه‌کێتی سۆڤێت، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧م).
  8. محمد صالح پیندرویی (جگرسوز)، ژیانی که‌لتووری و کۆمه‌ڵایه‌تی ده‌ڤه‌ری مزووری باڵا، (اربیل – چاپخانه روژهه‌لات - ٢٠٢٠م).
  9. مسعود بارزانی، بارزانی و بزوتنه‌وه‌ی رزگاریخوازی کورد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خه‌بات - ١٩٩٨م).
  10. نجفقلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).
  11.